|
اخرین اخبار از محسن افشانی:
۱-پس فردا حتما محسنو تو شبکه ۳ ببینید دیروز رفته بود چابهار واسه ضبط این برنامه.
۲-ماشینشو عوض کرده و یه ۲۰۶تیپ۲ سفید رنگ و صفر خریده.
۳-مکانیک تو دانشگاه تهران جنوب میخونه.
۴- ۲ تا تله فیلم واسه شبکه۳داره .
۵-این هفته که میاد حتما بومو نیگا کنین..چون ویژه برنامه دارن  
۶-یه خبر بد :به احتمال زیاد اخرین حضور محسن تو بوم این هفتس که میاد ...دیگه از بوم سفیدم میره.. پس حتما نگا کنین.)
سلام ..
اما شاید دیگه سلام اخر.
خوبــــــــین؟ایشالا که همیشه خوب باشین.
گفتم سلام آخر...اره شاید دیگه ترانه ای نباشه که از این وب بهتون سلام کنه..سخته که بذارمش کنار اما دیگه نمیتونم ادامه بدمو حرفای بعضی ها رو تحمل کنم.دوتا وب داشتم که اپ کردن تو هردوشونو دوس داشتم اما هردو یه جورایی دارن تموم میشن.
کاش میتونستم که هر روز اپ کنم اما دیگه نمیشه...یه جورایی باید بگم بعضیا با نبودنم بیشتر حال میکنن..پس منم سعی میکنم دیگه کمتر باشم یا اینکه اصلا نباشم..
این وبو واسه مدتی میذارم کنار اما میدونم که نمیتونم و دوباره یه روزی اپ خواهم کرد اما کی؟ !!!نمیدونم..
دلم برای همتون تنگ میشه ...همـــــــــــــتون .همتونو از ته دلم دوس دارم و برام ارزش دارین و خواهین داشت..هیچ وقت فراموشتون نمیکنم ..شما هم منو فراموش نکنین.
امــــــــــــا...
اقایی که با اسم"همونی که خودت میدونی کیه"نظر دادی...اره فهمیدم کی هستی.
اول از همه بگم واقعا بی شخصیتی.با اون حرفا هیچی از من کم نمیشه ...فقط بی شخصیتی خودتو به رخ کشیدی..واقعا بی فرهنگی..
اقای...اصلا این مسائل به تو چه ربطی داره..تو با خودت فک نکردی که اصلا کیه من باشی که بخوای واسم تعیینو تکلیف کنی؟..من مثل تو بی ادب نیستم و هیچ فحشی بهت نمیدم ولی با حرفام میخوام بهت بفهمونم که خیلی بی عقلی...
این همه مدت که دوست به اصطلاح با معرفتت نامردی میکرد کجا بودی ...اونا رو نمیبینی و چشوتو به روی همه کارای اون دوست خائنت بستی ..اونوقت از نامردیه من میگی...گناه کار من نبودم ..خدا خودش میدونه گناه کار کی بود.
همین جا اینو تو گوشت فرو کن این مسائل هیچ ربطی به تو نداره ...اومدی طرفداری دوستت...درست.. .اما ادعایی واسه خودت نداشته باش که واقعا ادعای مزخرفیه..
نظر با ادبانتو پاک نکردم و نمیکنم ..با این حرفا ابروی من پیش هیشکی نمیره ..ادمایی مثل تو زیاد پیدا میشن.
و اینکه نمیتونی هک کنی...و نمیذارم..این وب واسه یه مدتی تموم میشه اما شاید دوباره یه روزی برگشتم ....گفتی که "تو اون ساعتی واست نظر گذاشتم invisible آن بودی ولی نخواستم باهات بچتم" ...واقعا فک میکنی اگه تو میخواستی من حاضر میشدم حتی یه کلمه با ادمه( ... )مثل تو چت کنم.
از این به بعدم احترام خودتو نگه دار گرچه که میدونم بهت ادب یاد ندادن ولی به هرحال سعی کن دیگه واسم نظر نذاری ولی اگه گذاشتی دیگه لازم نیس بی فرهنگیتو به رخ بکشی ..چون دیگه ثابت شد پس زحمت نکش.
بگذریم ازین حرفا..
میخوام از بچه های وبم تشکر کنم و خداحافظی اما میدونم که دوباره برمیگردم ..چون دلم براتون تنگ میشه...
اول از همه از محسن عزیزم ممنونم...ممنونم که باعث شد تو این مدت این همه دوست خوب پیدا کنم دوستایی که شاید تو عالم واقعت هیچوقت مثل اونا رو پیدا نمیکردم...جدا ازین همه دوست خوب منو با کسی اشنا کردی که هیچوقت فراموشش نمیکنم.واقعا ممنون.
درسته که تو ماه محبوب رفتار خوبی باهات نداشتن اما بازم برا هزارمین بار میگم ..مهم اینه که طرفدارات دوست دارن و قدرتو میدونن و با این حرفا و حرکتای ادمایی که خودشون نمیدونن هدف از کارایی که میکنن چیه تحت تاثیر قرار نمیگیرن.یه مطلبی از روزنامه اعتماد تو وب ساراجونم خوندم که واقعتارو در مورد مدیرای صداوسیما میگه که براتون میذارمش... حتما بخونین ...
اشک هایی که دوربین را خیس کرد
|
ریسک پذیری انگار این روزها خیلی در میان مدیران صدا وسیما باب شده است. مثل آب خوردن، رویکرد برنامه ها تغییر می کند، با سر سوزنی بهانه، پایان سریال ها گل و گلاب می شوند و به طرفه العینی، مجری جدید، جای مجری قبلی را وسط یک برنامه می گیرد. اگر تا حالا چشم مان به تغییر یک مجری از برنامه امشب تا برنامه فردا شب روشن شده بود، مدیران شبکه سه ثابت کردند که می توانند محیرالعقول تر از همیشه، درست وسط یک برنامه و در فاصله پخش چهار تا پیام بازرگانی و یک خبر ورزشی کوتاه، جای مهمان و مجری برنامه را عوض کنند و خوشحال باشند که قدرت مدیریت خود را به رخ کشیده اند و کیفیت برنامه را بالا برده اند. اگر بیننده برنامه قبل از افطار شبکه سه، «ماه محبوب» بوده باشید، احتمالاً شما هم آخرین تغییر ناگهانی را دیده اید و ماجرای گریه محسن افشانی روی آنتن و به دنبال آن اشک های ریز احسان علیخانی مجریان شبکه سه سیما، چشم هایتان را گرد کرده است. اما زیاد سخت نگیرید. اگرچه این اتفاق برای اولین بار بود که مقابل دیدگان بینندگان عزیز رخ می داد ولی چنین جابه جایی هایی اولین بار نبود که گریبان آنتن را می گرفت. کافی است کمی به حافظه تان فشار بیاورید تا ببینید این شعبده ها از مدیریت کارآمد این سازمان چندان هم غریب نیست. برنامه «به خانه برمی گردیم» در همان ابتدای کار، با دو مجری قدرتمند آمد. درودی و آتش افروز، خیلی به دل مردم نشستند و اجرای خوبی هم داشتند. اما ناگهان بادهای مخالف که هر از گاهی از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب سازمان را می پیماید، وزیدن گرفت، و بی آنکه کسی دلیل آن را بفهمد، مجری های دیگری را با خود آورد. همین اتفاق بر سر برنامه دیگری در همین ژانر افتاد؛ «خونه من، خونه تو» برنامه یی بود که با اجرای توامان نیلوفر امینی فر و ژیلا صادقی شروع شد، جنجال ها بالا گرفت، بادها وزید و آنتن به طور کامل از آن ژیلا صادقی شد. بگذریم که روزگار به او رحم نکرد و در نهایت قرعه به نام کمند امیرسلیمانی افتاد. بعد هم شاهد آغاز برنامه «کولاک» با اجرای اردشیر رستمی بودیم که در ادامه شاهین جمشیدی جای او را گرفت. اوج چنین تصمیمات عجیب و غریبی هم تغییر اساسی برنامه پربیننده «کوله پشتی» بود که خبر آن در عرض چند دقیقه روی خط های تلکس و خبرگزاری ها همراه با هزار و یک شایعه رنگ و وارنگ، موج سواری کرد. فرزاد حسنی بعد از یک اجرای دردسرساز جای خود را به امیرحسین مدرس مرد قابل اعتماد نوسانات لحظه یی، داد تا تلویزیون، بازی «یکی بخر، دو تا ببر» را پشت سر هم تجربه کند. مجری ها، ویترین شبکه ها هستند. مردم (بخوانید مخاطبان رسانه ملی)، هویت تلویزیون را با مجری ها سبک و سنگین می کنند. در اصل این مجری ها هستند که هویت شبکه ها به حساب می آیند. ولی مثل اینکه در اینجا مدیران کمترین اعتقادی به ثبات و هویت یافتن برنامه های خود ندارند. در حالی که در رسانه های پیشرو و موفق و در شبکه های تلویزیونی جهانی مجریان اعتبار یک برنامه هستند و با تداوم خود در اجرای برنامه های موفق تبدیل به یک برنده می شوند در سیمای دولتی ما مدیران نیازی نمی بینند که پای مجری های خود بایستند و به راحتی برنامه یی را زیر و رو می کنند و اساس آن را به هم می ریزند. بی آنکه به خاطر انتخاب نادرست اولیه خود یا انتخاب احساسی میان کار ( که بالاخره یکی از آنها باید اشتباه باشد، اگر نه چنین تصمیم تندی پا نمی گیرد) به کسی پاسخگو باشند. آیا احترام به مخاطب نزد رسانه ملی معنایی دارد؟ لازم نیست زیاد خود را برای پاسخگویی به چنین پرسش هایی به دردسر بیندازید. کافی است بار دیگر اشک های مجری ۱۹ ساله یی را مجسم کنید که با وعده و درخواست مدیران اجرای برنامه یی را به عهده گرفته بود و ناگهان در ثانیه یی همه چیز را از دست رفته دید؛ اعتبار و محبوبیت خود و تمام رویاهایی را که در خیال داشت. آیا مدیران قدرقدرتی که حتی شأن یک برنامه و رسانه را به هیچ می گیرند، برای اشک هایی که مقابل دوربین بر پهنه صورت می دوند، برای شکسته شدن یک غرور لحظه یی متاثر خواهند شد؟
منبع: روزنامه اعتماد
|
واقعا براشون متاسفم.
محسن جون ایشالا دوباره میایو میترکونی...ما منتظریماااا...باید جای گلزارو بگیریاااا...البته گلزار دیگه کیه..تو باید جای خودتو که از همه بالاتره تو صداسیما پیدا کنی و به هیچ طریقی از دستش ندی..و نذاری کسی واست حرف دربیاره..تو میتونی ...پس باید به اون جاها برسی..البته پسر خالت جلوتر از توباید به اون جاها برسه ..منم براتون دعا میکنم.
اقا محسن ببخش که یه مدت تو وبت اپ نمیکنم ..اما دوباره برمیگردم ..پس فعلا خداحافظ .
سارای من دوست دارم ... خیلی مهربونی.. خیلی چیزا ازت یاد گرفتم ...تنهات نمیذارم توهم تنهام نذار ..
سمانه جونم بابت همچی ازت ممنونم ... یادت که نرفته چی ازت خواستم ..توروخدا حتما عکس بگیریااا..دوست دارم یه عالمه.
نرگس جونم از تو هم ممنونم ..اره دیگه به قول خودت درسو مشقا هم شروع شدو باید بریم تو کف دلسو مخش..موفق باشی گلم.
علی اقای گل(hooga) ممنونم به خاطر همـــــچی و ... .واقعا میسی اقاهه ...خیلی خوبی...خیلی خیلی خیلی....و یه تشکر دیگه.:مرسی که این قالب قشنگو واسه وبم انتخاب کردی..خیلی نازه...خیلی مهربونی...میسی.
این یکی تشکر نیس:(علیرضا خیلی نمک به حرومی..)معضرت میخوام که اینقدر راحت گفتم اما حقته..
اگه بخوام تک تک از همه تشکر کنم باید تا فردا بنویسم...دیگه فقط اسمارو مینویسم..
فریده جون ..آیناز جون..( $h ).. آذین ..سپیده..صباای..ازیتا..مهلا..پانیذ..نیلوفر..نیوشا و نیلان..وحیده..مهدیس جووووووون..دینا..فروغ..بهاره وهمکار..مهسا(افشانی)..تبسم..آتوسا..عاطفه..معصومه..ساناز..و اقا رضا..امیر ..محمد (دیوونه)..و اقا سروش (پسری که همه رو عاشق کرد..) و ...
از همتون ممنونم که این مدت تنهام نذاشتین..حتما بهتون سر میزنم ..چون دلم براتون تنگ میشه..
یه تشکر دیگه..
آران این مدت خیلی اذیت شدی ...ببخش واقعا منو ببخش مخصوصا بخاطر حرفای اون روزم ...به خدا منظوری نداشتم فقط میخواستم واسه اخرین بار مطمئن شم ..خداروشکر خوبم شناختمت و خیالم راحت شد ...قرار بود بازم تو تنهایی اپ کنیاا...یه بار دیگه باچه؟!!ایشالا که یه روزی واسه طرفداری و هوادار تو بودن وب بزنم ..
حلالم کن.
اگه اسم کسی رو فراموش کردم واقعا ببخشید تا جایی که یادم بود نوشتم..همیشه دوستون دارم..
چندتا عکس خوشگلم از محسن میذارم ...(از وب سارا جون و سمانه جون..)
http://www.behtarinkhoda.blogfa.com/
http://www.mohsen--afshani.blogfa.com










اینم تیتراژ اولو اخر سریال مثل هیچکس ...یه جورایی خاطره های قشنگی رو یادم میاره...
به نابودی کشوندیم تا بدونم همه بود و نبود من تو بودی بدونم هر چی باشم بی تو هیچم بدونم فرصت بودن تو بودی
پریشون چه چیزا که نبودم دیگه میخوام پریشون تو باشم تویی که زندگیمو آبرومو باید هر لحظه مدیون تو باشم فقط تو میتونی کاری کنی که دلم از این همه حسرت جدا شه به تنهاییت قسم تنهای تنهام اگه دستم تو دست تو نباشه
***************
تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم من که بی خورشید چشمات مثل ماهِ سوتوکورم نمیخوام وقتی تو هستی آدمه آدمکا شم چرا عادتم تو باشی؟ میخوام عاشقه تو باشم تازه فهمیدم به جز تو حرفِ هیشکی خوندنی نیست آدما میان و میرن هیشکی جز تو موندنی نیست منو از خودم رها کن تا دوباره جون بگیرم خستم از این عقل خسته من میخوام جنون بگیرم
دیگه دارم با چشای گریون میرم..
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا خداحافظ خداحافظ همين حالا خداحافظ
|